<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>جهاد علمی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 11 Nov 2009 09:48:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>هدف ما</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;, &apos;sans-serif&apos;&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;به نظر میرسه هیچکدام از بچه هایی که برای اولین بار در جهاد را میزنند یا کسانی که بارها و بارها پله های ساختمان جهاد را بالا میرن تا &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;کسی را آنجا بیابند &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;از هدف جهاد نمی پرسن&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچکدام نمی پرسند که چرا چنین کاری میکنید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه ما نیازی را در جامعه  ادراک کرده ایم,کمبودی ,مشکلی , و نیز همه ما احساس کرده ایم درد را ,فاصله را... 
&lt;P&gt;ما اینقدر نیاز را احساس کردیم که برای رفع اون بخوایم قدمی برداریم,هرچند این قدم ها کوچک باشند,خیلی کوچک, اما راه را کوتاه تر میکنند... 
&lt;P&gt;وقتی به جهاد اومدم خیلی وقت بود که درد این عضو پیکره بشریت  ,در اینجا یا هر جای دیگر جهان ,خوابم را آشفته می کرد,درد نیازهایی را که دیده نمی شوند ,فریادهایی که بلند نمی شوند ,پدران و مادران,کودکان و جوانانی که دیده نمی شوند جز برای برانگیختن رقت  از کمبوهای رفاهی و اقتصادی شان... 
&lt;P&gt;و همیشه رسالتی را بر دوشم واز طرفی  توانایی را در روحم ,اندیشه ام  و شرایطم احساس میکردم... 
&lt;P&gt;ای کاش میشد کاری کرد تا این تفاوت و این فاصله ها ریشه ای از بین برن.و ای کاش..... آرزوی هیچ کودکی به دلش نمونه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه می شه کاری کرد برای آنها.دست آنها را گرفت ,یه یا علی کافی بود تا برخیزند,تا برخیزیم,از این پس نسلی آفریده خواهد شد که از درونش رشد و شکوفایی جوانه خواهد زد... 
&lt;P&gt;نسلی آگاه تر ,تواناتر و باشکوه تر از گذشته 
&lt;P&gt;از این پس خود٬خود را خواهند ساخت 
&lt;P&gt;ان شاء الله &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Nov 2009 09:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=newslist width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=TbookTitle colSpan=4&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#006633&gt;توصیه‌ی تشکیلاتی شهید بهشتی&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD class=newscomment vAlign=top width=&quot;100%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;
&lt;HR&gt;
يادداشت: &lt;SPAN dir=rtl&gt;&quot;ما برای این‌که بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم، بی‌شک باید متشکل باشیم. رابطه‌های ایمانی، اعتقادی، علمی، و دینی سازمان‌نیافته، برای رسیدن به &quot;بخشی&quot; از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می‌تواند کافی باشد؛ ولی برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمان‌های یک انقلاب کافی نیست...&lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD align=left&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD class=newscomment vAlign=top width=&quot;100%&quot; colSpan=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;IMG title=&quot; - شنبه ۲۷ تير ۱۳۸۸&quot; height=342 src=&quot;http://www.islamenab.ir/image.php?image_id=609&amp;view=standard&quot; width=326 align=center GALLERYIMG=&quot;false&quot;&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;
&lt;TD class=newscomment vAlign=top width=&quot;100%&quot; colSpan=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT class=newscontentstitle&gt;آنچه می‌آید 10 توصیه‌ی تشکیلاتی شهید بزرگوار آیت الله دکتر بهشتی است که حدود 30 سال پیش در جمع انجمن‌های اسلامی سازمان بهزیستی بیان شده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&quot;ما برای این‌که بتوانیم کارهای بزرگی را انجام دهیم، بی‌شک باید متشکل باشیم. رابطه‌های ایمانی، اعتقادی، علمی، و دینی سازمان‌نیافته، برای رسیدن به &quot;بخشی&quot; از اهداف و تحقق بخشیدن به قسمتی از مراحل یک انقلاب می‌تواند کافی باشد؛ ولی برای رسیدن به بخشی دیگر از اهداف و تحقق بخشیدن به آن قسمت دیگر از آرمان‌های یک انقلاب کافی نیست... ما همچنان بر داشتن یک تشکل پافشاری داریم؛ اما شرط آن این است که: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1. تشکل باید پاسدار ارزش ها باشد، نه پاسدار خود. نگهبان ارزش‌ها باشد، نه نگهبان خود.&lt;BR&gt;2. تشکل باید سازنده‌ی ما، آسان‌کننده‌ی خودسازی برای ما و کمکی به «سیر الی الله» برای شرکت‌کنندگان در این تشکل باشد.&lt;BR&gt;3. شرط سوم، این‌که این تشکیلات به درد مردم بخورد، نه این‌که یک باری باشد بر دوش این جامعه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برادرها و خواهرهائی که بار سنگین مسئولیت‌ها را بر دوش دارید و چشم‌ها در انتظار نتایج تلاش‌های به‌هم‌پیوسته‌ی شماست، خوش آمدید! &lt;BR&gt;شماها در اقلیت هستید و دیگر نمی‌خواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. شما اقلیت مؤمن می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت تکیه کنید و بگویید بله، امروز دیگر دولت، دولت ماست؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت پیروز انقلاب تکیه کنید و کارهایتان را پیش‌ببرید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیه‌ کنید بر: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1. ایمان هر‌چه قوی‌تر به آرمان‌تان و به کارتان؛ نگذارید این ایمان در شماها خدای ناکرده پژمرده و ضعیف شود. این ایمان باید روز به روز تقویت‌گردد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2. برنامه‌های عملی‌ای که در‌آن، تفوق و برتری کارکرد ساختار اسلامی و نیروهای مؤمن به چشم بخورد؛ باید به‌گونه‌ای باشد که خواهر مسلمان و برادر مسلمان ما که از یک هم‌سن‌ و همکلاسی و هم‌رتبه‌ی غیر‌مسلمانش در مقام عمل دینی صالح‌تر است، در مقام عمل اجتماعی نیز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شو‌د، ماندنی خواهید بود. این بیان قرآن است. «فاما الزبد فیذهب جفاءً و امّا ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» [کف می‌رود و آن‌چه برای انسان‌ها سودمند است می‌ماند. سوره‌ی مبارکه رعد/ آیه 17] سودمندی بیشتر ما باعث پیروزی ماست. به همین جهت در خودسازی فردی و جمعی انجمن‌هایتان باید طوری برنامه‌ریزی کنید که در صحنه‌ی خدمت به مردم بدرخشید؛ نه برای تعریف مردم بلکه برای خدا. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3. ارتباط‌تان را قوی کنید؛ وقتی یک عده در اقلیت هستند، باید بکوشند تا به کمک ارتباطات گسترده، یک جمع بزرگتر شوند. وقتی‌که همه یک‌جا جمع هستید، احساس دلگرمی و قدرت بیشتر می‌کنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4. جذب عناصر جدید؛ گاهی دافعه خیلی قوی است؛ اما جاذبه چندان قوی نیست. مسلمان، هم دافعه دارد و هم جاذبه. شما باید جاذبه‌تان زیاد باشد. باید کلامتان و رفتارتان چنان باشد که اطرافیانتان را یکی یکی جذب ‌کنید. اصلاً باید برنامه داشته باشید برای جذب آنها. مبادا فکر کنید که اینهایی که با ما مخالف هستند دیگر کارشان خراب است و درست‌شدنی نیستند. خیر، انسان تغییر‌ می‌کند. خیلی‌ها آدم‌های خوبی هستند، می‌لغزند و بد می‌شوند. خیلی‌ها آدم‌های بدی هستند و در اثر ارشاد و معاشرت خوب می‌شوند. تعالیم اسلام یادتان نرود. اسلام می‌گوید تا آخرین لحظات حیات، درِ توبه باز است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;5. انضباط؛ هر کار دسته‌جمعی‌ای که انجام می‌دهید باید همراه باشد با انضباط تشکیلاتی. بچه مسلمان‌ها به انضباط مقدار کمی بها می‌دهند. باید یک مقدار به انضباط بیشتر بها‌ بدهیم. اما نظم فرعونی نه؛ زیرا نظم گاهی فرعونی و طاغوتی است. نظم ما باید الهی، سازنده و نورانی باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;6. شناسایی و کشف استعدادها؛ کشف عناصر مدیر و به دردخور که بتوانند پستهای کلیدی و مؤثر را با لیاقت اداره کنند. گاهی ما یک فرد متدین و خوبی را می‌‌گذاریم رأس کاری ولی چون توانایی‌اش ضعیف است، اثر بدی می‌گذارد. شما باید مدیرهای مومن و متعهد 10 سال آینده را، هم کشف کنید و هم بسازید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;7. معلوماتتان را ببرید بالا در کنار مطالعات اسلامی؛ مطالعاتتان باید اسلامی باشد، فنی هم باید باشد. هر کدام از شما وظیفه‌ی شرعی‌تان است که در هفته یک مقدار روی رشته‌ی خاص خودتان مطالعه‌ی فنی کنید، طوری که کاردانی و کارایی فنی شما رو به افزایش پیگیر و مستمر باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;8. شیوه‌های صحیح برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید؛ گاهی برادرها و خواهرها با جریانهای مخالف می‌خواهند برخورد کوبنده داشته باشند؛ اما طرز برخورد آنها طوری است که در جامعه محکوم می‌شوند. شیوه‌های برخورد باید صحیح باشد. باید درباره‌ی این شیوه‌های برخورد بنشینید و تبادل نظر کنید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;9. انتقاد از خویشتن؛ آیا هیچ وقت دور هم جمع می‌شوید بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود. این کار را می‌کنید یا خیر؟ خوب، شروع‌کنید! هیچ اشکالی ندارد. «المؤمن مرآت المؤمن» یعنی چه؟ برادر و خواهر مسلمان باید آینه‌ی یکدیگر باشند. آینه یکی از کارهایش این است که عیب‌های آدم را می‌گوید. بنابراین هر هفته‌ای، دو هفته‌ای، یک ساعت دور هم بنشینیم با روی باز و گشاده‌رویی هر کسی اول عیب‌های خودش را بگوید بعد آنهایی که جا می‌ماند دیگران بگویند، بعد هم عیب جمعمان را بگوییم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;10. امید کامل به آینده؛ هیچ مسلمانی حق یأس و ناامیدی ندارد. آدم‌هایی که ایمان به خدا ندارند آنهایی هستند که از گشایش‌آفرینی خدا در تنگناها مأیوس می‌شوند. انسانهای مؤمن همیشه باید امیدوار باشند. آنقدر قرآن و اسلام به ما تعلیم می‌دهد که نه با یک غوره سردی‌تان بشود و نه با یک مویز گرمی‌تان.&quot;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 16:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جهاد جنگ نیست.</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نمي‏دانم چرا هر وقت سخن از جهاد به ميان مي‏آد خيلي‏ها ذهنشون مي‏ره طرف جنگ و تير و تفنگ و خمپاره و ...&lt;BR&gt;بذاريد همين‏جا يک نکته‏اي رو بگم؛ يکي از مشکلات ما (حتي بچه مسلموناي حزب‏اللهي) اينه که براي درک معارف دينمون کم تر تلاش مي‏کنيم. اشکال کار ما اينه که سطحي هستيم و عميق نمي‏شيم روي معارف. در حالي که تک تک واژه‏هايي که در معارف دين ما به کار رفته، داراي بار معنايي خيلي خيلي ژرف و دقيقي است. منتها ما حال و حوصله ژرف‏انديشي و غواصي در عمق درياي معارف رو نداريم و به همون اطلاعات عمومي و دانسته‏هاي سطحي خودمون اکتفاء مي‏کنيم. همين کم‏کاري خيلي جاها کار دستمون مي‏ده و باعث ميشه حتي بعضي از اين واژه‏ها رو نادانسته و ناخواسته اشتباه و بعضاً به جاي هم به کار ببريم. (مثلاً ديدم خيلي‏ها صبر و حلم را به جاي هم استعمال مي کنند که در غالب موارد غلط است)&lt;BR&gt;همين واژه مقدس جهاد، يکي از عميق‏ترين و دقيق‏ترين کليدواژه‏هاي معارف اسلامي ماست. اما متأسفانه به دليل کم عمقي‏ها آن را در حد نبرد نظامي تنزل داده‏ايم. حقيقت جهادي که اين همه در قرآن بر روي آن تکيه شده است و مجاهدي که اين همه براي او اجر و مزد و پاداش اخروي تعيين شده است چيست؟ آيا مراد قرآن همين جنگ نظامي است؟&lt;BR&gt;در قرآن کريم هرجا سخن از نبرد نظامي است از واژه &lt;FONT color=#ff0000&gt;«قتال»&lt;/FONT&gt; و مشتقات آن استفاده شده است. پس جهاد، حقيقتي وراي قتال دارد. قتال با دارا بودن شرايطي مي‏تواند يکي از اقسام کوچک جهاد باشد. (تازه اگر آن شرايط را داشته باشد!) &lt;BR&gt;براي فهم حقيقت جهاد، يا بايد اهل تفقّه باشيم و يا اهل تأمّل در سخن کساني که تفقّه کرده‏اند. براي شروع فکر مي‏کنم راه دوم آسان‏تر باشد. در جملات زير تأمّل کنيد:&lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#ff0000&gt;جهاد يعني مبارزه&lt;/FONT&gt;. &lt;FONT color=#0000ff&gt;در زبان فارسي، جنگ و ستيزه گري معناي مبارزه را نمي دهد. مي‏گويي من دارم مبارزه مي‏کنم: مبارزه‏ي علمي مي‏کنم، مبارزه‏ي اجتماعي مي‏کنم، مبارزه‏ي سياسي مي‏کنم، مبارزه‏ي مسلحانه مي‏کنم، همه‏ي اينها مبارزه است و معنا دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;مبارزه يعني تلاش پر نيرو در مقابل يک مانع يا يک &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;دشمن.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اگر هيچ مانعي در مقابل انسان نباشد، مبارزه وجود ندارد. در جاده‏ي آسفالته، انسان پايش را روي گاز بگذارد و با باک پر از بنزين سفر کند، اين را مبارزه نمي‏گويند. مبارزه آن جايي است که انسان با مانعي برخورد کند، که اين مانع در جبهه‏هاي انساني، مي‏شود دشمن، و در جبهه‏هاي طبيعي، مي‏شود موانع طبيعي. اگر انسان با اين موانع درگير شود و سعي کند آنها را از ميان بردارد، اين مي‏شود مبارزه. جهاد در زبان عربي عينا به همين معناست؛ يعني مبارزه. جهاد در قرآن و حديث هم به همين معناست؛ همه جا به معناي جنگ مسلحانه نيست. &lt;FONT color=#ff0000&gt;جهاد يعني تلاش و کوشش در راه ارزش هاي والا...»&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;پس جهاد، جنگ نيست! &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;خدايا به ما فهم درستي از دين عنايت بفرما!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 16:35:16 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شرح حال بچه های جهاد</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;شرح حال بچه های جهاد از دید یه جهادی:&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;در کوی خرابات، کسی را که نیاز است &lt;BR&gt;هشیاری و مستیش همه عین نماز است &lt;BR&gt;آنجا نپذیرند صلاح و ورع امروز &lt;BR&gt;آنچه از تو پذیرند در آن کوی نیاز است &lt;BR&gt;اسرار خرابات بجز مست نداند &lt;BR&gt;هشیار چه داند که درین کوی چه راز است؟ &lt;BR&gt;تا مستی رندان خرابات بدیدم &lt;BR&gt;دیدم به حقیقت که جزین کار مجاز است &lt;BR&gt;خواهی که درون حرم عشق خرامی؟ &lt;BR&gt;در میکده بنشین که ره کعبه دراز است &lt;BR&gt;هان! تا ننهی پای درین راه ببازی &lt;BR&gt;زیرا که درین راه بسی شیب و فراز است &lt;BR&gt;از میکده‌ها ناله‌ی دلسوز برآمد &lt;BR&gt;در زمزمه‌ی عشق ندانم که چه ساز است؟ &lt;BR&gt;در زلف بتان تا چه فریب است؟که پیوست &lt;BR&gt;محمود پریشان سر زلف ایاز است &lt;BR&gt;زان شعله که از روی بتان حسن تو افروخت. &lt;BR&gt;جان همه مشتاقان در سوز و گداز است. &lt;BR&gt;چون بر در میخانه مرا بار ندادند &lt;BR&gt;رفتم به در صومعه، دیدم که فراز است .&lt;BR&gt;آواز ز میخانه برآمد که: عراقی &lt;BR&gt;در باز تو خود را که در میکده باز است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;التماس دعا &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Nov 2009 16:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ff0000&gt;                                                  توجه                توجه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جهاد علمی دانشجویان تصمیم گرفته که کتابی با عنوان &quot;خاطرات دوره های جهادی&quot; به منظور آشنا کردن بچه هایی که تازه تصمیم به جهاد کردن میگیرند تهیه کند تا از این طریق بتونیم فرهنگ جهاد را همگانی کرده و همه را با وظیفه ی جهاد کردن که وظیفه ی همه ی ما توی هر جایی که هستیم آشنا کنه. بنابراین از همه ی دوستان عزیز ی که از دوره های جهادی و یا کارجهادی خاطره و یا تجربه ای دارند برامون بفرستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستای خوبم منظورم از جهاد فقط جهاد توی منطقه نیست بلکه هرنوع جهادی اعم از جهاد با نفس و یا کمک به دوستامون و یا هرچیزی که به بزرگتر شدن خودمون و دوستامون کمک میکنه هست. تا از این طریق بتونیم وسیله ی خداوند درراهنمایی و کمک به مردم باشیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یاعلی و التماس دعای فراوان&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 19:02:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق...</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>ردي از عشق ز آن قافله برجامانده ست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وکسي پشت در ميکده تنها مانده ست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;چه خيالي،من وما فاصله ها بس گوياست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بين اين ناله وآن قافله ها يک دنياست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که من عمري ست دراين قافيه سرگردانم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وبه پندار که از قافله مردانم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وخمار مي آن ساقي کافر کيشم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;که به جامي بنوازد دل پرتشويشم.....!
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اینجا لازم میدونم از دوست خوبم &quot;&lt;SPAN class=author&gt;دی لوئیزیو دی سانچز&quot; (البته اسم واقعیشون را هنوز نمیدونیم&quot;&lt;/SPAN&gt;که این مطلب را برامون فرستادند کمال تشکر و قدردانی را داشته باشم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توی این دنیا آدمهای خوب زیادی پیدا میشند که درد و رنج عشق را با تمام وجود حس کرده باشند درد و رنجی که خیلیها آرزوی یک لحظه داشتن این درد را دارند که اگه با این غم آشنا بشند دیگه توی زندگی دنبال هیچی نمیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من هم اولها فکر می کردم که این حرفها شعاره معنای عشق را حس نکرده بودم خوب زندگی می کردم اما هیچ درد و رنجی توی زندگی نداشتم و فکر نمی کردم که توی این دنیا غمی وجود داشته باشه.تا این که خدا قسمتون کرد و با جهادعلمی آشنا شدم با بچه های خوب و باصفایی که تا حالا ندیده بودم بچه هایی که با تمام وجود و عاشقانه برای خدا فقط خدا کارمی کردند. وقتی درمورد این بچه ها با دوستام و یا حتی خانواده ام حرف می زدم باور نمی کردند که هنوز توی این دنیای پر از زرق و برق آدمهایی پیدا میشند که فقط به فکر خودشون نباشند در واقع  اینجا بود که معنای آیه ی &lt;FONT color=#00cc66&gt;&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00cc66&gt;والله یهدی من یشاء بغیر&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#00cc66&gt;حساب&quot;&lt;/FONT&gt; را با تمام وجودم درک کردم حالا هم از خدا ممنونم که منو با درد عشق آشنا کرد منو با آدمهایی توی منطقه ها آشنا کرد که یک لحظه نگاهشونو با تمام دنیا عوض نمی کنم.لحظه هایی که توی منطقه با بچه های منطقه زندگی می کنم بهترین لحظات زندگیم شده و این لحظه هارا با تمام دنیا عوض نمیکنم. حتی بعضی وقتها به این فکر میکنم که برم توی منطقه و برای همیشه از این شهر دور بشم و با اونها زندگی کنم همیشه از خدا اینو خواستم و امیدوارم که به این آرزوم بتونم برسم البته توی این آرزو دنبال دوست و همسفرایی می گردم که بتونیم با همدیگه جامعه و خودمونو بسازیم معنای بزرگ شدنو باهم درک کنیم....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به امید آن روز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یاحق و التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 18:40:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدا و عشق</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;DIV id=posttitle&gt;&lt;B&gt;ماربهتر است یا انسان؟؟؟&lt;/B&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=postbody&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=5 src=&quot;http://www.nps.gov/archive/foma/home/images/cornsnak.jpg&quot; align=textTop border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#669900&gt;یه مارگیری نشسته بود دم لونه یه مار خوش خط وخالی.می خواست بگیردش.یکی از اولیای خدا که منطق حیوانات رو هم ادراک می کرد از اونجا می گذشت.ماره رو کرد به این عبد صالح خدا و گفت: این می خواد منو بگیره.خیال کرده می تونه منو بگیره.رفت و بعد از چند دقیقه که برگشت دید که اون شخص ماره رو گرفته و گذاشته تو کیسه داره می بره.به ماره گفت تو که گفتی نمی تونه منو بگیره.پس چی شد؟ماره گفت:من عاشق یکی از اسماء خداوند هستم.این منو قسم داد به اون اسمی که عاشقشم. گفت خستم کردی دیگه بیا بیرون.اسم محبوب منو آورد منم به خاطر عشق به محبوبم اومدم بیرون.گفتم ولش کن اسم حبیبم رو برده بذار برم تو دامش.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;اما من در راه محبوبم چه کردم؟ کاری کردم که بگم خدا این کارو فقط و فقط برای تو انجام دادم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 18:58:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دعوت به همکاری</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-55.aspx</link>
<description>                                              &lt;FONT color=#00ff00&gt;   توجه      توجه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با عرض سلام و عرض تبریک به مناسبت میلاد امام رضا(ع) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از کلیه دوستان عزیز(چه جهادی و چه غیرجهادی) که دستی در تهیه ی وبلاگ دارند دعوت به همکاری می گردد . خواهشمندم تمام مطالب خود (اعم از جهادی و یا غیر جهادی) خود را برای ثبت در وبلاگ به آدرس زیر ایمیل کنندُ البته بهتره که مطالبتون تا حد زیادی جهادی باشه اگه خاطره ای یا داستانی یا تجربه ای دارید برامون بفرستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;                     &lt;A href=&quot;mailto:Jahadiut.elmi@gmail.com&quot;&gt;Jahadiut.elmi@gmail.com&lt;/A&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تشکر فراوان از کلیه ی دوستان گرامی(چه جهادی و چه غیرجهادی)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منتظر مطالب قشنگتون هستیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;التماس دعای فراوان&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/09.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 17:11:59 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=55</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-55.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-54.aspx</link>
<description>&lt;H2 align=center&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;بى قرار آسوده&lt;/FONT&gt;&lt;/H2&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 360px; HEIGHT: 232px&quot; height=526 src=&quot;http://harimeyas.persiangig.com/mazhabi/h-masoome/h-masoome.jpg&quot; width=360&gt;&lt;/P&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT size=2&gt;در حالى مى روم كه نيمى از دلم راكنارت جا نهاده ام و سنگينى كوله بار گناهان دوشها راخميده و روى ِ مسافت نفسم را به شماره انداخته است .&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT size=2&gt;اى بانو! چقدر زندگى با تو زيبااست آندم كه صورت بر ضريح مباركت مى گذارم و با مرواريدهاى غلتان اشك آن رامى شويم. اصلاً زندگى معناى ديگرى مى گيرد درجوارت. غم واندوه، ديگر جايى ندارد و شادى همچون لباسى سراپاى وجود رامى پوشاند. اشكى هم اگرباشد و آهى كه هست، مرهمى است بر دردهاى ناعلاج. مرهمى است بر كهنه زخم قلبها.&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT size=2&gt;هجران گل نرگس، جراحتى عظيم بر دلهامان نهاده، وآتشى در قلبهايمان بر افروخته كه فقط بازلال اشك خاموش مى شود. اشكى كه از همين آتش دل نشأت گرفته و آبراهى بر گونه ها گشوده است .&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT size=2&gt;آرى! زندگى! آسمان زندگى در صحن و سرايت، آبى تر از هميشه موج مى زند و اين موسيقى اذان است كه آرامبخش روح افسرده و خسته است. خوشا به حال كبوتران سبكبالى كه هنگام بيقرارى به طواف گنبدت مى روند وپس از آن آرام برگلدسته ها مى آسايند.&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT size=2&gt;بارها به حال آنها و حال كبوتران مهاجر غبطه خورده ام كه نتوانسته ام بيقرارى رادر پرواز به تصوير بكشم .&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;H4&gt;&lt;FONT size=2&gt;اى بانوى پاكيها! آندم كه دنيا همچون قفسى، سينه ام را مى فشارد و غل و زنجير محبت پايم را سخت در خاك فرو مى برد، دعايم كن پر پرواز مرا تا بيكران ها ببرد و دمى آسوده باشم .&lt;/FONT&gt;&lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;با عرض تبریک و تهنیت به مناسبت ولادت کریمه ی اهل بیت  حضرت فاطمه معصومه، همزمان با این ایام گوهربار جهاد علمی دانشجویان تصمیم به برگزاری اردوی تشکیلاتی قم و جمکران ویژه ی جدیدالورودها*(صفری های خودمون)* کرده ، از همه ی جدیدالورودهایی که تمایل به شرکت در این اردو را دارند خواهشمندیم که به دفتر جهاد علمی واقع در طبقه سوم ساختمان کتابخانه مرکزی قدیمی مراجعه کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زمان:۵ شنبه۳۰/۷/۸۸     ساعت :۱ بعدازظهر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; التماس دعا&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 07:15:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=54</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-54.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خدایا خیلی مهربونی.........</title>
<link>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;                                                                                                                                  &lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://usbserver1.googlepages.com/NemayeshgaheAshooraian22.jpg&amp;imgrefurl=http://hardwareusb.blogfa.com/8612.aspx&amp;usg=__qvwC5_q4ZIcdbbkhZ6dDIfnnrSk=&amp;h=1200&amp;w=1600&amp;sz=339&amp;hl=en&amp;start=58&amp;um=1&amp;tbnid=pRG9Tr4lXZj64M:&amp;tbnh=113&amp;tbnw=150&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D9%2588%25D8%25B5%25DB%258C%25D8%25AA%2B%25D9%2586%25D8%25A7%25D9%2585%25D9%2587%2B%25D8%25B4%25D9%2587%25DB%258C%25D8%25AF%2B%25DA%2586%25D9%2585%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%26ndsp%3D20%26hl%3Den%26sa%3DN%26start%3D40%26um%3D1&quot;&gt;&lt;/A&gt;          &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 140px; HEIGHT: 174px&quot; height=569 src=&quot;http://usbserver1.googlepages.com/NemayeshgaheAshooraian22.jpg&quot; width=759&gt;                   &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 178px; HEIGHT: 204px&quot; height=289 src=&quot;http://i11.tinypic.com/3yfjnkk.jpg&quot; width=238&gt;              &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://usbserver1.googlepages.com/NemayeshgaheAshooraian22.jpg&amp;imgrefurl=http://hardwareusb.blogfa.com/8612.aspx&amp;usg=__qvwC5_q4ZIcdbbkhZ6dDIfnnrSk=&amp;h=1200&amp;w=1600&amp;sz=339&amp;hl=en&amp;start=58&amp;um=1&amp;tbnid=pRG9Tr4lXZj64M:&amp;tbnh=113&amp;tbnw=150&amp;prev=/images%3Fq%3D%25D9%2588%25D8%25B5%25DB%258C%25D8%25AA%2B%25D9%2586%25D8%25A7%25D9%2585%25D9%2587%2B%25D8%25B4%25D9%2587%25DB%258C%25D8%25AF%2B%25DA%2586%25D9%2585%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%26ndsp%3D20%26hl%3Den%26sa%3DN%26start%3D40%26um%3D1&quot;&gt;&lt;/A&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متنی كه در زیر می خوانید، وصیتنامه ای از سردار رشید اسلام، شهید دكتر مصطفی چمران است كه خطاب به امام موسی صدر نگاشته شده است. این وصیتنامه در 29 خرداد سال 1355 تنظیم گردید یعنی در سیاه ترین روزهای جنگ داخلی لبنان، كه از یكسو نیروهای فلسطینی و احزاب چپ لبنان با سوریه درگیر شده بودند؛ و از سوی دیگر احزاب دست راستی و در رأس آنها فالانژیستها، با سوءاستفاده از غفلت جبهه ملی و اسلامی لبنان، مناطق آنان را مورد هجوم قرار داده بودند. در چنین روزهایی كه از آنها به عنوان دومین دوره جنگ داخلی نام برده می شود، امام صدر به دكتر چمران مأموریت داد تا برای سازماندهی مقاومت شیعیان، راهی شهرك نبعه گردد. و این وصیتنامه قبل از عزیمت تنظیم گردید.&lt;B&gt;&lt;BR&gt;متن وصیتنامه:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;وصیت می كنم …&lt;BR&gt;وصیت می كنم به كسی كه او را بیش از حد دوست می دارم! به معبودم ! به معشوقم ! به امام موسی صدر! كسی كه او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسین می خوانم! كسی كه رمز طایفه شیعه، و افتخار آن، و نماینده هزار و چهار صد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالأخره شهادت است! آری به امام موسی وصیت می كنم …&lt;BR&gt;برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی كه مدتهاست با آن آشنا شده ام. ولی برای اولین بار وصیت میكنم. خوشحالم كه در چنین راهی به شهادت می   رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترك گفته ام. علایق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره كرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت میروم. &lt;BR&gt;از اینكه به لبنان آمدم و پنج یا شش سال با مشكلاتی سخت دست به گریبان بوده ام، متأسف نیستم. از اینكه آمریكا را ترك گفتم، از اینكه دنیای لذات و راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اینكه دنیای علم را فراموش كردم، از اینكه از همه زیبائیها و خاطره زن عزیز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نیستم … &lt;BR&gt;از آن دنیای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنیای درد، محرومیت، رنج، شكست، اتهام، فقر و تنهایی قدم گذاشتم. با محرومیت همنشین شدم. با دردمندان و شكسته دلان هم آواز گشتم. &lt;BR&gt;از دنیای سرمایه داران و ستمگران گذشتم و به عالم محرومین و مظلومین وارد شدم. با تمام این احوال متأسف نیستم …&lt;BR&gt;تو ای محبوب من، دنیایی جدید به من گشودی كه خدای بزرگ مرا بهتر و بیشتر آزمایش كند. تو به من مجال دادی تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا قدرتهای بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زیر پا بگذارم و ارزشهای الهی را به همگان عرضه كنم، تا راهی جدید و قوی و الهی بنمایانم، تا مظهر باشم، تا عشق شوم، تا نور گردم، از وجود خود جدا شوم و در اجتماع حل گردم، تا دیگر خود را نبینم و خود را نخواهم، جز محبوب كسی را نبینم، جز عشق و فداكاری طریقی نگزینم، تا با مرگ آشنا و دوست گردم و از تمام قید و بندهی مادی آزاد شوم…&lt;BR&gt;تو ای محبوب من رمز طایفه ای، و درد و رنج هزار و چهار صد ساله را به دوش می كشی، اتهام و تهمت و هجوم و نفرین و ناسزای هزار و چهار صد سال را همچنان تحمل می كنی، كینه های گذشته و دشمنی های تاریخی و حقد و حسدهای جهان سوز را بر جان می پذیری، تو فداكاری می کنی، تو از همه چیز خود می   گذری، تو حیات و هستی خود را فدای هدف و اجتماع انسانها می كنی، و دشمنانت در عوض دشنام می   دهند و خیانت می كنند، به تو تهمتهای دروغ می زنند و مردم جاهل را بر تو می شورانند، و تو ای امام لحظه ای از حق منحرف نمی شوی و عمل به مثل انجام نمی دهی و همچون كوه در مقابل طوفان حوادث آرام و مطمئن به سوی حقیقت و كمال و قدم بر می داری، از این نظر تو نماینده علی (ع) و وارث حسینی… و من افتخار می كنم كه در ركابت مبارزه می كنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم…&lt;BR&gt;&lt;B&gt;ای محبوب من، آخر تو مرا نشناختی! &lt;/B&gt;&lt;BR&gt;زیرا حجب و حیا مانع آن بود كه من خود را به تو بنمایانم، یا از عشق سخن برانم یا از سوز درونی خود بازگو كنم… &lt;BR&gt;اما من، منی كه وصیت می كنم، منی كه تو را دوست می دارم… آدم ساده ای نیستم! من خدای عشق و پرستشم، من نماینده حق و مظهر فداكاری و گذشت و تواضع و فعالیت و مبارزه ام، آتشفشان درون من كافیست كه هر دنیایی را بسوزاند، آتش عشق من به حدی است كه قادر است هر دل سنگی را آب كند، فداكاری من به اندازه ای است كه كمتر كسی در زندگی به آن درجه رسیده است … &lt;BR&gt;به سه خصلت ممتاز شده ام: &lt;BR&gt;1. &lt;B&gt;عشق&lt;/B&gt; كه از سخنم و نگاهم و دستم و حركاتم و حیات و مماتم می بارد. در آتش عشق می سوزم و هدف حیات را جز عشق نمی شناسم. در زندگی جز عشق نمی خواهم، و جز به عشق زنده نیستم.&lt;BR&gt;2. &lt;B&gt;فقر&lt;/B&gt; كه از قید همه چیز آزاد و بی نیازم. و اگر آسمان و زمین را به من ارزانی كنند، تأثیری در من نمی كند.&lt;BR&gt;3. &lt;B&gt;تنهایی&lt;/B&gt; كه مرا به عرفان اتصال می دهد. مرا با محرومیت آشنا می كند. كسی كه محتاج عشق است، در دنیای تنهایی با محرومیتِ عشق می سوزد. جز خدا كسی نمی تواند انیس شبهای تار او باشد و جز ستارگان اشكهای او را پاك نخواهند كرد. جز كوههای بلند راز و نیازهای او را نخواهند شنید و جز مرغ سحر ناله های   صبحگاه او را حس نخواهند كرد. به دنبال انسانی می گردد تا او را بپرستد یا به او عشق بورزد. ولی هر چه بیشتر می گردد، كمتر می یابد …&lt;BR&gt;كسی كه وصیت می كند آدم ساده ای نیست. بزرگترین مقامات علمی را گذرانده، سردی و گرمی روزگار را چشیده، از زیباترین و شدیدترین عشقها برخوردار شده، از درخت لذات زندگی میوه چیده، از هر چه زیبا و دوست داشتنی است برخوردار شده، و در اوج كمال و دارایی همه چیز خود را رها كرده و به خاطر هدفی مقدس، زندگی دردآلود و اشكبار و شهادت را قبول كرده است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#009933&gt;&lt;B&gt;آری ای محبوب من، یك چنین كسی با تو وصیت می كند …&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 15:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=jahad-elmi&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>jahad-elmi</dc:creator>
<guid>http://jahad-elmi.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
