تبليغاتX
جهاد علمی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان

صورت جلسه ي مدرسان و مشاوران با جناب آقاي دكتر صدري:

 

موضوع : ارتباط با نوجوانان

اين گروه سني داراي هدف مشخصي نيستند.

آگاهي در زمينه ي رشته ها:با صحبت بين خود دانشجوها اين اطلاعات جمع آوري شود.

براي ايجاد انگيزه : بچه ها را طوري آگاه كنيم كه رشته هاي مورد علاقه ي خود را پيدا كنند.

اعتماد به نفس(تجربه هاي شكست پي در پي و سطح فرهنگ پايين و برخورد نامناسب پدر و مادر با بچه ها):با تشويق مي توان بسياري از استعدادها را شناخت بسياري از نمرات كم آنها به خاطر همين عدم اعتماد به نفس است .

امام علي(ع): بزرگترين سرمايه ي هر فرد اعتماد به نفس است.

 

- برنامه ريزي درسي و غير درسي،دور كردن افكار منفي ،تجربه هاي شكست ايجاد نكنيم و تجربه هاي موفق را برايش ايجاد كنيم.

- درماندگي خود آموخته شده:در اثر شكست هاي پي در پي سرانجام تسليم مي شوند و مي گويند نمي توانند در دانشگاه قبول شوند .اين شكست هاي پي در پي باعث نگرش منفي و پايين آمدن سطح يادگيري مي شود.

- اگر دانش آموزي به  يك درس علاقه دارد ، تشويق در آن درس او را به سمت موفقيت در درس هاي ديگر تشويق مي كند.

- غرور نوجواني: تمايل به دادن نظر در امور مختلف دارند،حس لجبازي كودكي به صورت غرور جواني بروز مي كند.به او اجازه ي صحبت بدهيم و به نظريه اش گوش بدهيم زيرا تمايل به جلب توجه دارند.

- احترام گذاشتن: حس توجه مساوي- همه را عادلانه و محترمانه صدا كنيد و نگاه كنيد.

- اگر پاسخ اشتباهي دادند همان لحظه تحقيرش نكنيد و كلا جوابش را رد نكنيد.

- جهت دادن به عشق:عشق في نفسه زيباست عشق به فرد انرژي و هدف مي دهد بايد از اين عشق در جهت درس ها استفاده كرد زيرا عشق براي درس ها اثرات منفي دارد و باعث عدم تمركز مي شود.

-استفاده از زمينه هاي مذهبي در درس هاي رياضي ،تجربي شيمي و ....

- نگرش معلم به عملكرد شاگردان در توانايي هر دو موثر است .اگر دانش آموز بفهمد معلم از او انتظار دارد بيشتر تلاش مي كند .

- راه انجام و حل يك مسئله را به دانش آموز آموزش دهيد،در راه حل راهنمايي اش كنيد.

- سوالاتي كه از دانش آموز مي پرسيد آنها را هدايت كند.

سوالات داده شده بايد يك درجه سخت تر از درس آموزش داده شده باشد.

- احساس لذت از حل مسئله را به خود دانش آموز بدهيم.

- همه ي مطالب يك درس را يكباره به خود بچه ها ندهيم.

 

 

+ نوشته شده توسط جهادگر در یکشنبه یازدهم آذر 1386 و ساعت 11:17 |

اعتماد به نفس

اگر می خواهید دیگران شما را ببینند اول خودتان باید خودتان را ببینید.خصوصیات مثبت ومنفی خود را بشناسید وروی جنبه های مثبت تاکید بیشتری کنید تا با اتکا به آنها بر جنبه های منفی غلبه کنید. شما باید شیفته ی خود باشید.هر کار خوبی انجام می دهید هرچند کوچک باشد خود را تشویق کنید.

سلامتی تاثیر خوبی روی اعتماد به نفس دارد پس سعی کنید سلامت باشید.

به ظاهر خود برسید. همیشه تبسم برلب داشته باشید.محکم قدم بردارید.عمیق نفس بکشید.قوز نکنید.

آنقدر به فکر کردن درباره ی خود وبرنامه های موفقیت آمیز مشغول باشید که نیازی به جلب توجه دگران احساس نکنید.

هیچگاه بیهوده به دنبال راضی نگه داشتن همه نباشید چون همیشه نیمی از مردم با نیمی از عقاید شما مخالفند.

فردی را در نظر بگیرید که اعتماد به نفس و شخصیت او برای شما قابل ستایش است وسعی کنید رفتار مثبت او را بیاموزید.البته اساسا تقلید کار غلطی است.شما تقلید نمی کنید بلکه می آموزید.

احساس گناه مانعی جدی برای اعتماد به نفس است.انتقاد شدید زمینه ساز بهتر شن شما نیست.نباید مرتب خود را سرزنش کنید. برای تغییر خود را تشویق کنید نه سرزنش.

وقت خود را هدر ندهید تا احساس گناه نکنید.تسلط بر زمان اعتماد به نفس را افزایش می دهد.

با خدا و تعالیم دین مانوس تر شوید.

به دیگران کمک کنید تا احساس توانایی کنید.اما در این راه به خودتان لطمه نزنید.برای خود اهمیت قائل باشید.مسئولیت پذیر باشید اما مسئولیتی که بتوانید انجام دهید.

برای غلبه بر ترس از هر چیز باید در آن فرو روید.

موفقیتهای کوچک می توانند زمینه ی موفقیتهای بزرگ باشند پس در پی کسب موفقیت باشید هر چند کوچک.

گاهی مخالف امیال خود رفتار کنید این کار احساس توانمندی به شما می دهدودر دیگران احساس خوبی نسبت به شما ایجاد می کند.

بازیچه ی کسی نشوید. گاهی لازم است قاطعانه والبته محترمانه به دیگران"نه"بگویید.کمک به دیگران خوب است اما نه تا حدی که احساس کنید بازیچه قرار گرفته اید. اگر محترمانه به کسی نه گفتید واو ناراحت شد اشکال از اوست نه شما.البته در مورد پدر و مادر باید مطیع تر باشید.همچنین اگر به خواسته های غیر عقلانی خودتان هم نه نگویید بازیچه ی خود گشته اید.

وقتی تصمیم می گیرید کار درستی را انجام دهید در عمل به آن تاخیر نکنید.

نظر خود را اعلام کنید و از برخوردهای احتمالی نترسید.

از پرحرفی بپرهیزید.گاهی صحبتهای شما باعث عذاب وجدان شما می شوند.

 
هدیه بدهید و هدایای دیگران را بپذیرید.

خود را به دیگران وابسته نکنید.

گاهی برخی دوستان وهم صحبتان در کاهش یا افزایش اعتماد به نفس موثرند پس در انتخاب هم صحبت دقت کنید.

شکست را تجربه معنی کنید.

زیاد کتاب مطالعه کنید.می توانید رمان بخوانید وآداب اجتماعی وتجربیات دیگران را بیاموزیدیا به مطالعه در مورد موضوعی خاص پرداخته واطلاعات خود را در آن زمینه به حد اعلی برسانید.

توجه داشته باشید که اعتماد به نفس یک صفت اکتسابی است نه ذاتی.پرورش یک صفت اکتسابی احتیاج به زمان دارد.به خود وقت بدهید.

+ نوشته شده توسط جهادگر در شنبه دوازدهم آبان 1386 و ساعت 10:7 |

برنامه ریزی چرا؟

اكثر افراد برنامه ریزی را قبول دارند.اما افراد کمی از این روش بهره می برند،چرا؟

تنها کسانی که اﻫﻤﻴﺖ برنامه ریزی را باور کنند و اراده ی قوی داشته باشند از

 برنامه کمک گرفته ونتیجه نیز خواهند گرفت.

توجه به تأﺛﻴرﻋﻤﻴق برنامه بر موفقیت ما را به تعجب وامی دارد که چرا افراد٫ کمتر

 از این روش بهره می ﮔﻴرند. برنامه ی خوب احتمال ﭘﻴروزی درهرکار را افزایش داده

 مخصوصا موفقیت در کنکور را ﺗﻀﻤﻴن می کند.لیست کردن اهداف زندگی کمک

زیادی  به بالا بردن انگیزه ی شما برای استفاده از برنامه می کند و ﭘس از ﺁن

خلاﻗﻴت پل بین هدفمندی وبرنامه ریزی است. برنامه­ی مفید برای هر شخص

توسط خود او نوشته می شود تا واقع بینانه و متناسب با تواناﺋﻰ های فرد باشد

 و این به خلاﻗﻴت احتیاج دارد.ایمان ﻧﻴروی خلاق را ﺁزاد میکند یعنی اگر اراده

کنید ذهنتان راهی پیش ﭘایتان می گذارد.از نظرات افراد موفق هم استفاده کنید

اما ﭘﻴشرو باشید نه دنباله رو.در ضمن حواستان باشد هر روش جدﻴدی خلاﻗﻴت

ﻧﻴست.

     در اکثر موارد آنچه مانع از اراده و تلاش می شود تعلل است به معنای طفره

رفتن و ﺗﻌﻄﻴل غیر ضروری کار. برنامه در حل این معضل کمک می کند.علاوه بر

این برای رها شدن از تعلل:

به دنبال اﻧﮔﻴزه و لیست کردن اهداف باشید.

از شکست نترسید.

برای شروع کردن شجاع باشید.

وقتی به مساله ی مشکلی بر می خورید بجای کنار کشیدن آنرا به بخشهای

کوچکتر ﺗﻘﺴﻴم و مرحله به مرحله حل کنید.(اساس برنامه ریزی بر ﻫﻤﻴن روش

استوار است)

بداﻧﻴد که افراد موفق نمی ﭘرسند:"میتوانم؟" بلکه می پرسند:"چگونه می توانم؟"

و بالاخره به خود گفتگویی مثبت عادت کنید واجازه ندﻫﻴد جملات منفی

 شما را از اهدافتان دور کنند.

 

       چگونه؟

ابتدا لیستی از تمام کارهایی که در طول یک هفته انجام می دﻫﻴد ﺗﻬﻴﻪ کنید.

حالا کارها را به" مهم وضروری""مهم و ﻏﻴر ضروری" و"ﻏﻴر مهم " تقسیم کنید.

تا اینجای کار حتی بدون برنامه ریزی هم کارتان جلو می افتد و چون وظایف

و اﻫﻤﻴت آنها برایتان شفافترشده طبق یک برنامه ی ذهنی عمل خواﻫﻴد کرد.

بطوریکه کارهای مهم وضروری را اول انجام داده و برای رسیدگی به کارهای

مهم کارهای ﻏﻴر مهم را به حداقل می رساﻧﻴد.

 

                   تنها کارهای مهم و ﻏﻴر ضروری افراد موفق و ناموفق را جدا می کنند

                               چون افراد ناموفق این کارها را به تعويق می اندازند.

 

    کارهای ﻏﻴرمهم و راهزنان وقت را بشناسید:

صحبتهای کم اﻫﻤﻴت

مطالعه ی مطالب کم اﻫﻤﻴت

روشهای غلط مطالعه

نداشتن انضباط

سستی وبی ارادگی

دوباره کاری

نه نگفتن به خواسته های نابجا

    حال اگرمیزان متوسط زمانی را که درهفته برای انجام کارهای مهم خود ﻧﻴاز دارید

 یادداشت کنید ممکن است به این ﻧﺗﻴجه برسید که وقت کمی دارید.در این

صورت باید کارهای مهمتر را مشخص وبر طبق اولویتهاعمل کنید.

    برنامه ی درسی ﻧﻴز بر اساس ﻫﻤﻴن اصول نوشته می شود یعنی ﭘس از

طراحی جدول برنامه ریزی بصورت ﺗﻘﺴﻴماتی از روزها و ساعتها ابتدا کارهای

ثابت وضروری خود را در محل مربوطه درجدول مشخص کرده سپس مجموع

ساعات مناسب برای مطالعه در یک هفته را  ﭘﻴدا کنید(از این جدول چند نمونه

ﺗﻬﻴﻪکنید).حال به سراغ منابع مطالعه بروید وآنها را بر اساس درجه ی اﻫﻤﻴت

 ﺗﻘﺴﻴم بندی نمائید.اﻫﻤﻴت هر درس با توجه به ضریب و بودجه ی آن در کنکور

مشخص می شود. سپس کل زمانی را که تا کنکور در اختیار دارید درنظر

گرفته زمان جمعبندی(مرور) را(یکی دو ماه قبل از کنکور) از بقیه ی زمانها جدا

کنید.حجم مطالعاتی خود را طوری بین زمان باقیمانده  ﭘخش کنید که عمدتا در

ماههای اولیه(قبل از ﻋﻴد)۸۰٪ دروس اختصاصی و۲۰٪ دروس عمومی بخواﻧﻴد

و بعد از ﻋﻴد بلعکس.در برنامه ریزی برای دوران جمعبندی ﻧﻴز بیشتر وقت به

دروس عمومی وحفظی اختصاص دارد.

 

 ادامه دارد....

 

+ نوشته شده توسط جهادگر در چهارشنبه نهم آبان 1386 و ساعت 10:7 |

هدفمندی وانگيزه(ﭼﻜﻴده)

     تفاوت بين انسان هدفمند و بی هدف تفاوت بین یک موجود زنده وبا اراده ویک موجود بی اراده و تابع را نمایان می سازد.

آیا تاکنون از خود ﭘرﺳﻴده اید که چه انتظاراتی از زندگی دارید؟ ﺗﺒﻴﻴن اهداف در زندگی اﻧﮕﻴزه­ی لازم برای تلاش رابه انسان می دهد.

اما نباید تصور شودکه ﺗﺒﻴﻴن اهداف ، خود،  حلال مشکلات است بلکه اغلب ، مشکلات را برای ما شفافتر و جدی تر می­کند.همانطور که گفته شد ارزش هدفمندی بخاطر اﻧﮕﻴزه وﻧﻴرو یی است که برای تلاش ا یجاد می کند.

اگر با آنچه که ذکر شد مواﻓﻗﻴد یک قلم وکاغذ بردار ید و از ﻫﻤﻴن حالا شروع ﻜﻧﻴد به نوشتن اهداف کوچک وبزرگی که در زندگی دارید . به آرزوهایتان وبه آنچه دوست دارید حالا ، یک هفته بعد ، یک سال بعد و... به آن برﺳﻴد فکر کنید.دوست دارید  ۱۰-۲۰ سال دیگر چه جور آدمی باﺸﻴد؟...

باید فهرستی از اهدافتان ﺗﻬﻴﻪ کنیدکه خصوﺼﻴات زیر را داراست:

 

اهداف در آن دﻗﻴق و مشخص بیان شده اند.از بیان عبارات گنگی مثل"می خواهم فرد موفقی باشم" بپرهیزید. دﻗﻴقاً بدانید چه می­خواﻫﻴد. مثلا اینکه دﻗﻴقاً می دانید می خواﻫﻴد در کنکور موفق شوید ، یا حتی قبل از آن دﻗﻴقاً می دانید چرا می خواﻫﻴد وارد دانشگاه شوید. به تبع آن در برنامه ریزی برای رﺳﻴدن به هدف ،که در قسمتهای بعدی توﺿﻴح داده خواهد شد ، دﻗﻴقاً می دانید در هر بازه­ی زمانی چه کاری می خواﻫﻴد انجام دﻫﻴد.

اگر اهداف متناسب با تواناییهای شما مطرح شوند ، موﻓﻗﻴتهای ﭘﻰ در ﭘﻰ انگیزه ی شما را برای تلاش افزایش می دهد. برعکس اگر اهداف را منطقی و واقع بینانه مطرح نکنید ممکن است شکستهای ﭘﻰ در ﭘﻰ انگیزه تان را کاهش دهد.حتماً ﺷﻨﻴده اید "سنگ بزرگ علامت نزدن است" اگر هم توانستید بزنید ممکن است کمرتان آﺳﻴب ببیند!

حال به اهدافی که مطرح کرده اید بیاندیشید. از خود بپرسید رﺳﻴدن یا نرﺳﻴدن به این اهداف چه تأﺛﻴراتی بر زندگی شما خواهند گذاشت.

مشخص کنید برای رسیدن به هر هدف چقدر وقت به خود میدهید؟ همه دوست دارند هر چه زودتر به اهداف خود دست یابند ، اما باﻴد انتظارات معقولی از خود داشته باﺷﻴد.اگر هم بیش از حد نیاز زمان در نظر بگیرید، به همان ﻣﻴزان از لذت حاصل از موﻓﻗﻴت کاسته می شود.

و در آخر اﻴن فهرست ﻣﻓﻴد را در جایی مناسب جلوی چشمتان نصب کنید تا هر روز بتوانید آنرا ببینید و مرور کنید.

 

 

    داشتن انگیزه علاوه بر تاﻣﻴن نیروی لازم برای تلاش ،قدرت حافظه و قدرت ساماندهی ذهن را افزایش می دهد.علاوه بر تبیین اهداف دستورات دﻴگری برای افزایش انگیزه وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

علاقه به هدف هم درون ما را آرام می کند وهم با دادن انگیزه­ی لازم ، رﺳﻴدن به آن هدف را، آسانتر و سریعتر می کند.

اگر اطلاعات اوﻟﻴﻪ ای راجع به هدف خود داشته باﺷﻴد علاقه و انگیزه­ی بیشتری ﭘﻴدا می کنید.مثلاً  شخصی که قبل از مطالعه­ی مبحث اصطکاک ﻓﻴزیک راجع به آن اندیشیده وﺳوالاتی برایش مطرح شده واحیاناً اطلاعات مختصری درمورد این موضوع ﭘﻴدا کرده با علاقه ی بیشتری مطالب کتاب را دنبال می کند.

ﭘﻠﻪﭘﻠﻪ جلو بروید. اگر کاری را از وسط یا آخرشروع کنید بی علاقه وکلافه می شوید.مثلاً اگر قبل از خواندن مبحث مشتق ریاضی، حد را بخوبی یاد نگرفته باﺷﻴد علاقه­ی شما به مطالعه­ی آن کاهش می یابد.

کار را برای خود سخت نگیرید.سعی کنیدبا هر آنچه در راه تلاش شماست سرگرم باﺷﻴد وشوخی کنید.مثلاً در مورد مطالعه، برای حفظ یک فرمول یا مطلب علمی،موضوعی طنز یا شعر گونه ﭘﻴدا کنید. باید با کتاب و جزوات خویش دوست صمیمی شوید.

به لذت نهاﻴﻰ حاصل از موﻓﻗﻴت بیشترازسختیها راه فکر کنید.البته نباید نتیجه­ی کار برایتان مهمتر از تلاش باشد.وﻆﻳفه­ی ما تلاش است و نتیجه هر چه باشد حکمت اوست.

اضطراب تا اندازه ای ﻣﻓﻳد است و سبب انگیزه می شود.

امکانات وشراﻳط اولیه را تنها می توان بهانه ای برای تلاش بیشتر دانست ، موﻓﻗﻳت نهاﻳﻰ از آن تلاشگران است. به زبان رﻳاضی

اگر (A)نتیجه و (B) تلاش باشدو(C) روش ﺻﺣﻴح و(D)امکانات و شرایط اولیه ، این ﭘﺎرامترها بطور تجربی در قالب فرمول  " D+B×C= A " ثابت می شوند، یعنی (D) هرچه کم یا زیاد باشدحرف آخر را (B)و(C)می زنندو می توانند اثر (D) را خنثی کنند.

بهتر است بدانید بعد از تبیین هدف درست و یافتن انگیزه وقتی مصمم به تلاش شوید امدادهای ﻏﻴبی به کمک شما می آیند.

 
وکلام آخر اینکه در ﭘﻰتعریف وتمجید دیگران نباﺷﻴد. افراد موفق کمتر تعریف ﺷﻨﻴده اند چون رضایت به وضع موجود یعنی کم شدن تلاش برای ﭘﻴشرفت بیشتر.

 

 

+ نوشته شده توسط جهادگر در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 10:52 |

به نام هدايتگر مهربان

با سلام حضور شما دوست عزيزكه با احساس وظيفه سعي در نشان دادن چراغهاي هدايت و اميد در كوره راهاي زندگي به همنوعان خود داريد كه شايد بنا به شرايطي نتوانند ببينند وتجربه كنند آنچه كه شما توانسته ايد،همانطور كه خود ما به استفاده از تجارب ديگران نيازمنديم.

در آغاز لازم است با روحيات وشرايط متفاوت دانش آموزاني كه مخاطب شما هستند در مقايسه با دانش آموزان شهرهاي بزرگتر آشنا شويد،از اين موارد مي توان به موضوعات زير اشاره كرد:

* وقت كمتر براي درس خواندن(در اكثر موارد) به دليل وجود مشغلات گوناگون فكري يا كاري مانند كار خارج از منزل يا درون منزل،ازدواج و...

* انگيزه كمتر براي ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر به دلايلي چون عدم اعتماد به نفس يا عدم آينده نگري

* عدم آشنايي با روشهاي صحيح مطالعه و روشهاي برنامه ريزي و روشهاي مقابله با اضطراب و...

1

شما مشاور عزيز قبل از هر چيزبايد اعتماد مخاطبان خود را جلب نماييد تا به صحبتهاي شما نه مثل شعار بلكه به عنوان حقايقي راهگشا گوش فرا دهند. پس از اينكه با طرح سؤالاتي چون "قبول شدن يا نشدن در كنكور چه تأثيري بر زندگي شما وافراد شهر يا روستاي شما دارد؟"انگيزه­ي آنها را براي تلاش بالا ببريد و پس از ذكر اهميت هدفمندي(اين مطالب در قسمت هدفمندي و انگيزه به طور كامل توضيح داه شده است) نوبت به ارائه­ي راهكارهايي براي برنامه ريزي،روشهاي صحيح مطالعه و غلبه بر اضطراب ميرسد. (اين مطالب نيز به دنبال خواهد آمد) توجه داشته باشيد كه مطالب ذكرشده واقع بينانه باشد و همانطور كه گفته شد متناسب با شرايط مخاطب. براي روشنتر شدن مطلب يك مثال مي زنيم: اگر شمادر كلاس ذكر كنيد كه"ياداشت برداري بسيار اهميت دارد وآن هم بايد روي كاغذهاي هم اندازه ومرتب باشد"و بسيار روي اين نكته تاكيد ورزيد،ممكن است دانش آموزي كه فرصت كافي براي اين كار ندارد با خود بگويد من نميتوانم اين كار را بكنم پس نمي توانم موفق شوم.اما اگر همين مطلب را منعطف تر ذكر كنيد مثلا:"اگر در طول درس خواندن مطالب مهم را مشخص نماييد از طريق خط كشيدن زير مطالب مهم يا نوشتن آنها در حاشيه­ي جزوه و كتاب به يادگيري و يادآوري مطالب كمك ميكند. البته اگر اين خلاصه نويسي ها در كاغذهاي جداگانه تهييه شوند مراجعه به آنها آسانتر ميشود" اين بيان به دانش آموز اجازه مي دهد متناسب با شرايط خود يك راه را انتخاب كند.

+ نوشته شده توسط جهادگر در یکشنبه ششم آبان 1386 و ساعت 10:45 |